خطایی در این ابزارک وجود داشت

شنبه ۴ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

سکس 4 نفره

سکس 4 نفري


سلام من يه دوستي داشتم به اسمه مهدي بچه باحالي بود چرا؟ چون داستاني که مينويسمو برايه دوتا مون اتفاق افتاده من با مهدي خيلي حال ميکردم با هم ندار بوديم يه بار باهم يکي از بچه هاي مدرسه رو با هم کرديم،،، تو مدرسه بوديم با مهدي داشتيم از کسو کون حرف ميزديم مهدي از دوسته مادرش ميگفت ...ميگفت يه همسايه دارن که دوسته مادرشه مهدي ميگفت هر سري که مياد خونمون باعث ميشه من جق بزنم با تيپيي که ميزنه... گفتم مگه چه تيپي ميزنه گفت: يه بار اومده بود يه دامنه کوتاه پوشيده بود با يه تيشرت نازک که سينه هاش قشنگ معلوم بود وقتي ميشينه جلوي من کسشو ميبينم پاهايه لخت گوشتيشو يه بار که داشت لباس عوض ميکرد قايمکي لخت لخت ديدمش کون گنده و گردي داره منم خيلي کنج کاو شدم که ببينمش .... يه بار از مهدي خواستم منو ببره خونشون که من اون زنو ببينم ،،، بعد از چند هفته مهدي رديف کرد که بريم خونشون زنگ که خورد منو مهدي رفتيم خونشون هيچ کس خونه نبود گفتم کوني منو کير کردي گفت خوب کوني مادرم با همون معصوم خانوم رفته ديگه يه ربع ديگه ميان معصوم خانومم تا عصري اينجاست ...رفتيم تو اطاق تا اونا بيان مهدي دوباره بدنشو برام تشريح ميکرد که مادرشينا اومدن مهدي رفت درو باز کرد منم از لايه در اطاق داشتم نگاه ميکردم مادره مهدي با معصوم خانوم اومدن تو مهدي به مادرش گفت که من اومدم تا باهاش درس بخونم مادرشم زياد به حرفايه مهدي توجه نکردو با معصوم خانوم همون جا لباس عوض کردن مادره مهدي مانتشو در اورد و چيزي زياديي نپوشيده بود ولي معصوم خانوم مانتو رو در اورد يه بلوزه آستين حلقه اي بافتني که سوراخيه بزرگي داشت خيلي هم تنگ بود قشنگ سوتينش معلوم بود گردو هاي بزرگشم معلوم بود يه شلوار لي هم تنش بود بعد يه دامنه بلند تنش کرد بعدم شلوارو از زير در آورد مهدي بيشتر حال مکرد چون نزديک به صحنه بود ..نزديکيه ناهار شد مادر مهدي اونو فرستاد نون بگيره مهدي اومد بمن گفت تا من ميام قشنگ نگاه کن مهدي رفت منم رفتم از لايه در داشتم نگاه ميکردم انگار حرفه لباس بود مادره مهدي ناهيد خانوم رفت طرف کمد يه لباس اورد نشونه معصوم خانوم داد بعد انگار معصومه ازش خاست تا بپوشه اون اول يه نگاه به دره اطاق ما انداخت ديد خبري نيست پشتش به من بود پيرهنشو در اورد من ميخواستم به خاطره مهدي از اين صحنه بگزرم تا اينکه مادرش برگشت کونه قلمبه ي معصومه... دو تا سينيه گردويي... سريع کيرمو در اوردم جق زدم اوضاع داشت بي ريخت تر مي شد شلوارشم در اورد نميدونم چي شد چشم بسته شد باز کردم ديدم بابا... معصومه هم داره لخت ميشه اوضاع خيلي کير تو کير بود معصوم رفت طرف ناهيد سينه هاشو گرفت تو دستش خودشم سينه هاي قشنگي داشت منم کير تو دست.. هاجو واج مونده بودم که تا تعادلم بهم خورد در باز شد افتادم بيرون خانوم ها در صحنه منو ديدن از همه بد تر کيرمو هم ديدن يه اووو کشيدنو اومدن ترفم..... داشتم از ترس ميمردم... کيرمو که گرفتن داره اطاق باز شد ديدم مهدي لخت وايساده از تعجب داشتم شاخ در مي اوردم ناهيد مادرش رفت کيره مهديو کامل کرد تو دهنش معصومم کير منو کرد تو دهنش بد به مهدي گفتم اينجا چه خبره ...گفت: يه بار قضييه رضا رو که تو مدرسه کرديم و تعريف کردم و از کير بزرگت اينا هم سيريش شدن که تو بايد با کيرت يه حا لي به اينا بدي ديدم اينا خودشون ميخوان لخت شدم ناهيد و معصومه دوتايي افتادن به جون کيرم چه ساکي ميزدن مهد ام با کسشون بازي ميکرد خوب که کيرمو خوردن رفتم سراغه سينه هاي ناهيد ...ناهيد و خوابوندم از طرفه سرش چر دستو پا شدم و سينهارو ميخوردم مهدي هم کسه شو ميخورد معصوم هم از زيرم اومده بود داشت کيرمو ميخورد سينهش خيلي باحال بود گرده گرد نوکشم اندازيه يه بنده انگشت زده بود بيرون نرمو گرم من عادت ندارم تو هيچ سکسي از طرفم لب بگيرم به ندرت اتفاق ميوفته چون فکر ميکنم لب فقط براي ابراز عشق و القت خلاصه اونرو چهار دستو پا کردم که مدله سگي بکنم چه کوني داشتن کسشون از ليه اون رون هاي گوشتيو سفيد که انقدر گنده بودن که بهم کيب شده بودن زده بود بيرون از جلو هم کيره مهديو ميخوردن کسه معصوم خوشگلترو جمو جور تر بود اول کردم تو کسه معصوم که جيغش رفت هوا ولي بعد که چند دقيقه داد ميزد جر بده منم نه مردي نکردم کيرمو تا ته کردم تو کسش که ابشو تو کسش احساس کردم بقلمون نهيد داشت بدست کسشو ميماليد کيرمو در اوردم کردم تو کس ناهيد يه ذره گشاد تر از معصوم بود ولي کيره من بد چيزي بود کردم تو ميگفت منو بکش جر دادن حال نميده پاره پاره کن هر چقدر محکم کردم هم جيق نزد مهديو اوردم خوابوندم بغل ناهيد ناهيد و رو به خودم نشوندم رو کير پسرش لنگشو گرفتم بلا کيره خدامو کردم تو کسش کير مهديم تو کسش بود ديگه جيق ميزد سينهشم جلوم بود ميخوردمو حال ميکردم چند دقيقه شديد کردمش که خواستم در بيارم که ابم تو نريزه مهدي گفت ماله من داره مياد تهم بريز تو جلوشو بسته مهدي ريخت تو کيرشو در اورد داد معصوم براش ساک زدو تميز کرد ابه مهدي خورده بود به کيرم ليزه ليزه شده بود تن تن تلنبه زدم که ابم اومد همشو ريختم تو کسش خلاصه اينکه اون روز کلي حال کرديم بعداين قضيه ديگه پا نداد از اين حالا بکنيم

masih @li

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر